أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
12
قانون ( فارسى )
يكى از آشنايان ما گويد : شخصى گدار لقمهاش در مرى بند آمده بود ، به حالى افتاد كه گفتى دارد خفه مىشود . به تهوّع افتاد و از اثر تهوّع كرمهاى زياد بيرون داد . حالت خفگى نماند و رهگذر لقمه باز شد و بلعيدن آسان گرديد . نشانيها : اگر سبب تنگ شدن رهگذر بلعيدن لغزش مهرهء گردن است ، هرگاه بيمار بر پشت دراز بكشد به زحمت مىتواند ببلعد و هنگامى كه لقمه را مىبلعد جاى مهرهء لغزيده درد مىكند . اگر تنگى مرى سببش سوء مزاج است و از سوء مزاج ناتوان شده است ، نشانش اين است كه بلعيدن در مسافتى كه از بالا تا پايين را مىپيمايد سست حركت است و در طول مدت تا به سر منزل مىرسد كمتر احساس آزار مىكند . مگر اينكه ورمى در جزئى از مرى باشد كه آنگاه علاوه بر اين كه احساس آزار هست ، احساس مىكند كه بلعيده در جايى گير مىكند ، كه حتما جاى گير كردن بلعيده ورمى هست . اگر سبب تنگ آمدن گدار بلعيده ، ورم باشد ، رگهاى مرى تنگى گدار را سبب مىشوند و احساس درد در جايى كه ورم هست محسوس است . اكثرا ورم گرم همراه تب در مرى پيدا مىشود ، هرچند ممكن است تب شديد نباشد ، امّا به هر حال سبب تنگى رهگذار بلعيده شود . همچنين درحالىكه ورم گرم هست احساس حرارت و احساس تشنگى همراه دارد . اگر ورم در مرى ورم گرم نباشد ، تب همراه ندارد . شايد خراجى از مرى سربرآورده امّا خراجى چندان گرم نيست . و اگر خراج بود و زياد گرم نبود و گرميش به گرمى ورم گرم نمىرسيد ، نشانش اين است : اندكى احساس درد هست و گاهى ممكن است تب لرز و تب همراه داشته باشد . امكان دارد ورم جمع شده و تركيده و چرك چكيده از ورم تركيده قى شود و زحمتى كه از ورم به مرى رسيده است خاتمه يابد و درد آرام گيرد ! آنگاه سبب ناسازگار يعنى ورم ! چركين است . اگر تنگ شدن گدار فرو دادن پيش درآمد كزاز و بستگى ( جمود ) بود ، همهء نشانهاى ذكر شده براى جمود آشكار مىشوند . علاج : اگر سبب تنگى مجراى بلعيده ورم است ، علاج ورم معلوم است . اگر سبب لغزيدن مهره از جاى طبيعى است ، باز علاجش معلوم است . اگر سبب سوء مزاج است ، دقت كن ! اگر التهاب ، احساس سوزش ، حرارت در سطح دهان هست ، بايد افشرهها و داروهاى سرد بر ميان هر دو شانهء بيمار بمالى . سوپهاى ساخته از افشره و داروهاى سرد بخورد ، دوغ ترش و امثال آن بنوشد .